اتفاقات این مدت رو بگم براتون.
اول از همه اینکه قراره کابل برگردون بشه و شماره هامون عوض شه تا فیبر نوری بشه و به خاطر همین احتمالا تا یه مدت تلفن قطع باشه و به طبع اینترنت هم قطع شه و مجبور بشیم از مخابرات نت بگیریم.
توی این مدت با دوست عزیزم میرفتیم تا وسایل لازم برای گلخونه ای رو که قراره بخره بگیریم، چیزایی مثل شیلد های توری اون سبزا و پلاستیک و مفتول و... خلاصه یه پا مرد شدیم واسه خودمون. کلی هم طرح داریم واسه ولنتاین و عید برای گلدونا.
دیگه اینکه با گروه موسیقی یه کنسرت رفتیم گروهی خیلی خیلی خوش گذشت بهمون.
بازم کلی کتاب گرفتم از کتابخونه و خوندم و واقعا لذت بخشه.
کلاسهامم انشالا از چهارشنبه شروع میشن، خسته شدم از بس که منتظرشون بودم.
امروزم که امتحان بچه های دانشگاه بود و هنوز تصحیح نکردم هرچند میدونم یه تعدادیشون میوفتن چون از خالی بودن برگه هاشون کاملا مشخص بود.
دیگه فعلا همینا
زمستونتون خوش
برچسب:
نویسنده: بهراد رضایی