اولین روز آبان با خیر و خوشی گذشت، ماهی که نکوست از اَولش پیداست
(لازم بود که ثبت و وصل بشه به اون بهترین روزای زندگیم)
زندگی واقعا زیباست، اگه زیبایی هاشو نمیبینیم قطعا اشکال از ماست!
+کسی را دوست دارم که آنقدر برایم کسی هست که نگاهم به دنبال کسی نیست و این را هزاران بار فریاد میزنم که دیگر کسی به چشمانم نمی آید و هیچ نگاهی دلم را نمیلرزاند، تنها یک نفر است که مانند گنجینه ای گرانبها در دلم جای گرفته ، انسان که سهل است، وجودش را به دنیا هم نمیدهم.
![]()
برچسب:
نویسنده: بهراد رضایی