خرید بک لینک
سلام سلاام

بالاخره به این خونه ی متروک سر زدم. اومدم یکم خاکاشو بتکونم. توی این مدتی که گذشت خب سرم به خاطر کلاسا شلوغ بود و الان 2 هفته ای میشه که کلاسام تقریبا تموم شدن و توی این مدت همه ش استراحت کردم و کتاب خوندم و تفریح کردم و خونه ی دوستام رفتم و باهاشون رفتم بیرون.

دلم برای وبلاگ و بلاگفا خیلی تنگ میشه. دیگه کمتر کسی اهل نوشتنه. بعضی از اونایی که میشناختم و مینوشتن دیگه نمینویسن. کلا حس و حال و عادت نویسندگی از ذهنشون به طور کلی رفته. چندتاشون ازدواج کردن، بعضیا مامان شدن. بعضیاشونم که کانال تلگرامی و یا پیچ اینستاگرامی درست کردن و حرفه ای تر از قبل دارن به نوشتن ادامه میدن.

منم گاهی وقتا مینویسم و توی یکی از این کانالا نوشته هام منتشر میشه البته ناشناس هستم هنوز اسمی برای خودم نذاشتم. صاحب کانال گاهی وقتا موضوعاتی میده و دربارشون مینویسیم. تاحالا هرچی نوشتم رو توی کانال گذاشته، البته صاحبشم خیلی نوشته های خودش معروفن، اسم کانالش "ماهی قرمز". میتونید اونجا نوشته های قشنگ دیگران رو هم بخونید.

خلاصه دیگه توی این مدت خرید رفتم و کلی خرید کردم، و روزمرگی ها هم که همیشه بوده و هست. یه فکرایی به ذهنم رسیده برای چندتا مجله رزومه فرستادم که مقالاتی ترجمه کنم و به اسم خودم اگه بشه اونجا چاپ بشه. اما خب یکم طول میکشه تا این کار انجام بشه.

روزای خوب خیلی کوتاهن، خوشی ها خیلی کوتاهن، تا به خودت میای میبینی دوباره اسیر غم ها و رنج ها میشی. اما اگه همین غم ها نباشن آدم قدر روزای خوبشو نمیدونه. عادت کردیم از همه چی شاکی باشیم و شکایت کنیم. کاش بیشتر قدر زندگی رو بدونیم.

دلم میخواد برم یه کلاس ثبت نام کنم اما خب چون اموزشگاهم باید برم نمیتونم فعلا، امیدوارم توی پاییز فرصتشو داشته باشم.

به زودی پاییز دوست داشتنی میرسه.....:)


موضوعات مرتبط: شهریور96

برچسب: انتظار, نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 5:09

صفحه بندی