خرید بک لینک
سلام

بعد از ماه ها برگشتم

نیومدم ننوشتم نبودم

چون یه دوره ی جدیدی رو دارم تجربه میکنم

این ماه هایی که گذشت روزای خیلی خوبی داشتم روزهای به یاد موندنی، روزهای خیلی بد و تلخی هم داشتم روزهای پر از اشک و آه، روزهای سختی هم داشتم که خیلی سخت سپری شد، همه جور روزی داشتم.

اتفاقات نسبتا کمی هم افتادن، نمیگم زیاد چون نبودن.

روزهای تکراری خیلی زیادی رو سپری کردم. اما الان احساس میکنم که توی اوجشون به یه حس بی تفاوتی محض رسیدم، به اینکه دیگه هیچ فرقی برام نکنه.

و این خیلی عذاب آوره، البته این روزای اخیر یه سری اتفاق بد دیگه هم افتادن و یه سری حرفا زده شد که قلبم رو بدجور شکست. از کسایی که آدم واقعا انتظارشو نداره.

احساس میکنم تبدیل شم به یه مرده ی متحرک که فقط داره روزاشو سپری میکنه تا زمانی که به خواب ابدی بره.

نباید اینطور میشد، شاید باید یه طور بهتری رقم میخورد، نمیدونم.

این روزا زیاد سخنرانی های جول اوستین رو میبینم، مخصوصا اون بخشیش که در مورد دوره ی آمادگی هستش، دوره آمادگی برای یک تغییر بزرگ که ممکنه این دوره سالها طول بکشه، حرفاش محشرن، توصیه میکنم حتما گوش بدید.

برچسب: نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 21:31

صفحه بندی